العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
547
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
قواعد قول دويم را برگزيده است و اگر مقاربت كرده باشد مهر المثل واجب مىشود مگر بيش از مهر السنه باشد متعه در قرآن كريم براى طلاق وارد است نه در مرگ شوهر و اثبات آن در مرگ موافق روايتى است كه همه به آن عمل نكردند و جاى آن هست كه احتمال سهو دهيم بر راوى پس قول علامه رحمه الله در قواعد كه مهر المثل را برگزيده اولى است و مهر المثل قاعده كلى است در هر جا مهر لازم باشد و زوجين خودشان غير آن تعيين نكرده باشند و نيز گوييم زن به عقد بىمهر راضى نشده بود و بسا كه مهر المثل بيش از متعه باشد و متعه مالى است كه شوهر به اختيار خويش انتخاب مىكند نه مناسب شأن زن پس زن را كه بىمهر راضى به عقد نشده نمىتوان اجبار كرد به قبول تحفه و هديه به جاى مهر و شارع اين تحفه را در جائى مقرر فرموده كه زن بىمهر به عقد راضى شده بود . به همين علت براى زنى كه بىمهر به عقد راضى شده و شوهر فوت كند متعه ثابت نكردند و براى زنى كه بىمهر راضى نشده مهر المثل ثابت كردند . اگر زن پس از تعيين مهر و التزام آن چيزى به شوهر ببخشد مباح بلكه مستحب است و دليل آن كه اخلاق آنان متلايم و از يكديگر راضى هستند و به مقتضاى آيه قرآن پدر يا جد پدرى مىتوانند از مهر دختر صغيره به شوهر ببخشند . با آن كه به ظاهر آيه مىتواند همه را ببخشد اما فقها متابعت روايتى كرده و احتياط نمودهاند و